الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

193

الغدير ( فارسي )

و نگرشى كه يارىاش دهد دنبال مىكنيم . فيروزآبادى در پايان نگارش چاپ شده اش « سفر السعادة » مىگويد : در پايان نگارش ، هم زمينه هائى را كه حديثهائى دربارهء آنها آمده و چيزى از آنها درست نيست سربسته ياد مىكنيم و هم آنچه را نزد دانايان حديث شناس ، چيزى از آنها به روشنى شناخته نگرديده . سپس چند زمينه را مىشمارد ، تا جائى كه مىنويسد : زمينهء برترىهاى بوبكر راسترو - خدا از وى خشنود باد - : از ميان همهء آنچه در اين باره ساخته‌اند بلند آوازه تر ، اين حديث است كه : خداوند براى مردم به گونه اى همگانى روى مىنمايد و براى بوبكر به گونه اى ويژه . و نيز اين كه : خداوند هيچ چيز در دل و سينهء من نريخت مگر در سينهء بوبكر هم ريخت . و نيز اين كه : پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - چون كشش و گرايش به بهشت بر او چيرگى مىيافت ريش بوبكر را مىبوسيد . و نيز اين كه : من و بوبكر همچون دو اسبى هستيم كه مردم بر سر برنده شدن يكى از آنها گروبندى كنند . و نيز اين كه : چون خداوند ، روانها را برگزيد روان بوبكر را برگزيد . و ماننده‌هاى اين بافته‌ها و دروغها كه خرد هر كس - بىهيچ روشنگرى - نادرست بودن آنها را مىشناسد . ( 1 ) و نيز عجلونى در نگارش خود « كشف الخفا پرده بردارى از نهفته‌ها ص 419 تا 424 » صد زمينه از زمينه‌هاى فقه و جز آن را شمرده و مىنويسد : « در اين باره هيچ حديثى به پايگاه درستى نرسيده » يا : « در اين باره هيچ حديث درستى نيست » يا سخنانى نزديك به اين دو فراز و در ص 419 مىنويسد : برترىهاى بوبكر راسترو - خدا از او خشنود باد - : از ميان همهء آنچه در اين زمينه ساخته‌اند بلند آوازه تر اين حديث است كه : خداوند براى مردم به گونه اى

--> ( 1 ) اين فيروز آبادى - كه ديديد گزارشهاى ديگران را در برترى بوبكر نمىپذيرد - گذشته از سنى و شافعى بودن ، خود را از نبيره‌هاى بوبكر مىشمرده و صديقى مىخوانده ( بنگريد به « الكنى و الالقاب ج 3 ص 30 » و به پيشگفتار نصر هورينى بر « القاموس » ج 1 ص 6 )